فرازهائی از مطالب ارائه شده توسط آقای دکتر حمید قیومی محمدی رئیس شعبه استانی انجمن علوم خاک در مراسم گرامیداشت روز جهانی خاک در دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان)

آفرین، جان آفرین پاک را                  آن که جان بخشید و ایمان، "خاک" را - (عطّار نیشابوری)
 

خدا را شاکریم که امسال هم توفیق پیدا کردیم روز جهانی خاک را در دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان در خدمت شما باشیم. به نمایندگی از طرف انجمن خودتان، انجمن علوم خاک ایران، از مدیران محترم دانشگاه، دانشکده و گروه بویژه آقای دکتر پیام نجفی، سرکار خانم دکتر مرتضائی نژاد و آقای دکتر هنرجو، اساتید بزرگوار و دانشجویان ساعی و عزیز به خاطر تعامل با انجمن و زمینه سازی برای حسن برگزاری روز جهانی خاک کمال امتنان را داریم و به مهمانان عزیزی که زینت بخش مراسم گرامی داشت روز جهانی خاک هستند خوشامد می گوییم. خاکدانه، ریزجانداران خاک، خاک، جوامع خاکی، حوضه های آبی، خاک شناس، خاک پژوه و روز جهانی خاک، همگی را در یک نگرش جامع و اکوسیستمی گرامی میداریم. روز جهانی خاک بر همگی گرامی باد.

نیمه آذر هر سال (۵ دسامبر) مصادف است با روز جهانی خاک. این روز در تقویم جهانی مغتنم و گرامی داشته می شود تا برای خاک های ارزشمند، حاصلخیز و تمدن ساز (و در عین حال مظلوم، خسته و فرسوده) حفاظت و مدیریت پایدار ارائه و صورت گیرد. انشاءالله با پیگیری های انجمن به زودی روز جهانی خاک در تقویم ایرانی نیز ثبت و به رسمیت شناخته می شود. ضمنا شعار سال ۲۰۱۶ سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، خاک ها وحبوبات = همزیستی برای زندگی اعلام شده است.

خاک مثل مادر است چون انسان و گیاه از آن آفریده شده و محصول وگیاه همانند فرزند. به نظر میرسد با شیب تندی به سمت فرزندسالاری پیش رفته ایم و خاک را به عنوان مادر حیات و تمدن ها فراموش کرده ایم.

ما کشاورزی پایدار؛ نه می خواهیم و نه می توانیم داشته باشیم. ما فقط کشاورزی و منابع طبیعی توأما پایدار می خواهیم و می توانیم داشته باشیم. لذا کشاورزی یک رویکرد اساسی، پایدار و جدید می خواهد. در رویکرد جدید بطور عام نباید حرف از توسعه زیرکشت زد. نباید فقط از افزایش عملکرد در واحد سطح و یا خودکفائی گندم حرف زد. از محصول وگیاه و مظروف نباید فقط سخن گفت. بلکه در درجه نخست بهره وری وحفاظت منابع خاک و آب و پایداری حوضه آبی باید ملاک و هدف باشد. باید میزان محصول به ازاء واحد مصرف آب ملاک باشد. ردّ پای اکولوژیک را هم ملحوظ بداریم. کشاورزی به لحاظ تاریخی، جغرافیائی، استقلال سیاسی، امنیت غذایی و ملاحظات زیست محیطی لازم و بسیار ضروری است، اما باید متحول و دانش بنیان شود. مسئولین بدرستی می گویند دانش در هکتار بسیاری مزارع ما پائین است و جایگاه بخش کشاورزی در رقابت با سایر بخش ها، هم سنگ و همتراز تجارت، توسعه شهری و صنعت دیده نشده است.

البته کشاورزی های موفق هم داشته و داریم. اما فراوانی آن ها زیاد نیست و نویدی بر آن است که امکان ترویج کشاورزی پایدار و موفق در ایران وجود دارد. نتیجه آن که توجه مفرط و غیراصولی به مظروف (کشاورزی، محصول، گیاه، افزایش کَمّی عملکرد)، ظرف ها (خاک، زمین ریخت و ارکان حوضه ها) را شکسته و تخریب نموده. از این به بعد در کنار پایداری مظروف، الزاما و ابتدائا باید به فکر پایداری ظرف هم باشیم. به نظر می رسد در زمینه مدیریت، بهره برداری و حفاظت منابع خاک و آب کشور، الزاما باید تصمیمات بسیار سختی بگیریم. تصمیمات نه فقط اقتصادی، بلکه تصمیمات پایدار، زیست محیطی و اکولوژیک و صد البته خداپسندانه و مردمی. زیرا در حال حاضر هیچ بحرانی مهم تر و اولی تر از بحران خاک و آب در کشور نیست.
قطعا کارهای ارزشمندی نیز صورت گرفته است اما در تناظر با سیل بنیان کن تهدیدات رو به افزایش، این قبیل اقدامات پاسخگو و کافی نمی باشد. بهرحال با همه تهدیدات و مخاطرات طبیعی، ایجاد تولیدات کشاورزی به میزان ۸۵ میلیارد دلار و ارتقاء درآمد بخش کشاورزی در سال گذشته قابل تقدیر می باشد. ای کاش این موفقیت ها (مظروف) با ناپایداری ظرف (خاک و لندفرم و ارکان حوضه های آبی) همراه نمی بود. ظرف و مظروف، هر دو توأمان و همزمان باید پایدار بمانند. در یک اکوسیستم، پایداری یک مؤلفه به تنهائی در درازمدت بعید و شاید محال است.

بخش کشاورزی در حال حاضر با عنایت به خشکسالی ها و کاهش اعتبارات دولتی، موفقیت های قابل تقدیری نیز در زمینه توسعه کشاورزی و تولید محصول و از جمله در زمینه خودکفائی گندم داشته است. اما میزان انطباق شرایط تولید با پایداری منابع پایه و ارکان حوضه های آبی، پایش و رصد نگردیده است. روند توسعه مظروف قابل توجه می باشد، اما روند ناپایداری ظرف (بویژه خاک ها و زمین ریخت ها) نیز قابل توجه بیشتر می باشد. سیل های ویرانگر با خسارات نجومی همراه با حمل بارمعلق و بار رسوب بسیار زیاد و نگران کننده، دلیلی بر این مدعاست. امروز جابجائی خاک به هر شکلی اعم از فرسایش آبی، بادی و یا ریزگرد، فلج کننده همه فعالیت ها و فراتر از بحران تلقی می شود. در حال حاضر منطقه اصفهان، گردآلودترین اتمسفر را دارد.

خاک و آب دو مؤلفه مهم منابع طبیعی، وامدار یکدیگر و تفکیک ناپذیرند. در حال حاضر وضعیت خاک بحرانی تر از وضعیت آب است. برای عبور از بحران آب؛ ضرورتا باید از بحران خاک هم عبور کرد. مظروف پایدار آب، فقط در ظرف سالم خاک پایدار خواهد بود. برای پایداری توأمان منابع خاک و آب، لامحاله باید ظرف ها (خاک و زمین ریخت) و ظرفیت های اکولوژیک و زیست محیطی حوضه های آبی را ارتقاء و بهبود بخشیم. یکی از مهمترین علل آن که به طور همزمان و تؤامان، سیل و خشکسالی داریم، آن است که کوزه خاک و ظرفِ خاک شکسته و ناپایدار شده و توان جذب و نگهداری باران های نافع کاهش یافته است. در ۴۰ سال گذشته بیش از ۱۹۰۰ واقعه مهم سیل گزارش شده که از این تعداد در حدود ۵۳% آن ها در ده سال گذشته رخ داده است.

مظروفِ آب در ظرفِ خاک؛ جذب، نفوذ، ذخیره، جابجا، و تصفیه شده و به سمت سفره های زیرزمینی، قنات ها و چشمه ها هدایت و نگهداری می شود. پس یکی از راهکارهای تولید و استحصال آبِ بیشتر و استفاده بهینه و پایدار از باران های نافع، توانمندسازی زیرساخت های اکولوژیک حوضه ها از طریق بهسازی و حفاظت خاک های کشور می باشد. بعلاوه روزن ها و منافذ خاک ها بزرگترین ذخیره گاه و سفره زیرزمینی برای نگه داری طبیعی و مطلوب آب و رطوبت در پوسته زمین بوده و مضافا خود و ریزجانداران خاکدانه ها نیز با این فرآیندها به گسترش زیست خود و پویایی محیط بیوشیمیائی خاک مبادرت می ورزند. آری همه داستان حیات از لابلای همین فرآیندهای به ظاهر ساده رقم می خورد. بشر تمامی این فرآیندهای طبیعی را مصدوم ساخته است. ظرفیت آب و رطوبت خاک ها، شش برابر آب رودخانه هاست. این ظرفیت مهم طبیعی مغفول مانده است.
روند شتابان فرسودگی و فرسایش خاک و انحطاط اراضی بیانگر برخی غفلت ها، سوء مدیریت ها و نیز کم توجهی سراسری به جایگاه بخش کشاورزی و منابع طبیعی کشور می باشد. بخش مذکور به عنوان یک بخش مولد و اشتغالزا در جدال و رقابت با بخش های صنعت، خدمات و توسعه شهری که بعضا مصرف کننده نیز می باشند، از فرصت های نابرابر و میدان عمل محدودتری برخوردار می باشد. بخش مزبور به عنوان یک بخش ریشه دار قدیمی و باسابقه، پشتیبان کانون های مدنی، تامین کننده استقلال سیاسی، امنیت غذایی و اکسیژن، و زمینه ساز اشتغال ۲۸% از مردم شریف و زحمتکش ایران می باشد. لذا عملکرد این بخش را منحصرا با سنجه های اقتصادی صِرف نباید و نمی توان سنجید. این بخش صِرفا صبغه حیاتی، اکولوژیک و زیست محیطی دارد.

بدون تردید راه تامین و ذخیره آب از حفاظت و پایداری خاک می گذرد. بر اساس بررسی ها و برآوردها در افق ۱۴۰۴ نیاز آبی کشور در زمینه های مختلف شرب، بهداشتی، کشاورزی، صنعت و زیست محیطی ۱۳۰ میلیارد مترمکعب می باشد و این در حالی است که حتی در سال های کم بارش نیز کشور بیش از سه برابر نیاز فوق الذکر نزولات آسمانی دارد (۴۲۰میلیارد). بیائیم با برنامه های بیولوژیکِ حفاظت خاک و آب، آبخیزداری، مرتعداری، اجرای برنامه های درست کشاورزی و توسعه همزمان و توأمان کشاورزی و منابع طبیعی پایدار، بیش از گذشته از سیل های ویرانگر، تلفات و هدر رفت آب، تبخیرهای تفتان، لجام گسیخته و کنترل پذیر و سوء مدیریت ها در تمامی عرصه های تولید و مصرف جلوگیری و ساماندهی کنیم و ظرفیت پذیرش و جذب رطوبت را در خاک ها و زمین¬ریخت های کشور و استان ارتقاء دهیم و این مهم مستلزم ارتقاء جایگاه بخش کشاورزی همزمان و توأمان با بخش منابع طبیعی می باشد. در بین مؤلفه های منابع طبیعی، بدون شک جایگاه خاک بسیار رفیع تر و بنیادی تر از بقیه می باشد.

یادمان باشد همیشه و ذاتا توسعه منابع طبیعی (خاک، آب، مرتع و جنگل) مقدم بر توسعه کشاورزی است و کشاورزی نیز مقدم بر صنعت. صنعت و توسعه شهری و همه فعالیت های نوظهور و مصنوعِ دیگر، باید در نظام آمایشی کشور در جاهایی مستقر شوند که آرایش فضائی– زمانی آن ها حداقل تبعات و هزینه را برای منابع طبیعی و کشاورزی داشته باشد. حق تقدم نیز با فعالیت های زیستی و بوم سازگار است. توسعه منابع طبیعی از آن جهت اولی تر است که اولا نظامِ احسنِ طبیعت از ابتدا این گونه طراحی و ایجاد شده است. ثانیا عرصه های منابع طبیعی، هم اکسیژن و آب تولید می کنند و هم دی اکسید کربن را کاهش می دهند و از منابع خاک و آب و ارکان حوضه های آبی نیز محافظت می نمایند. اما کشاورزی فقط محصولات کشاورزی و اکسیژن تولید می کند ولی مصرف کننده بی محابای آب است. در عین حال منابع طبیعی بیش از کشاورزی پالاینده محیط نیز می باشد. صنعت هیچ کدام از مزیت ها و محاسن فوق را برای حوضه ها ندارد، آلاینده محیط نیز هست. بنابراین از صنعت انتظار می رود، علیرغم نیاز مبرمی که همه جوامع بدان دارند، در حوضه ها بر بلندای مرتبه جانمائی و مکان گزینی، قبل از منابع طبیعی و کشاورزی خود را ننشاند. که علاوه بر ناپایداری محیطی و طبیعی حوضه ها، خود نیز پایدار و موفق نخواهد بود. صنعت هرکجا عرصه بر او تنگ می شود، مجاز نیست از فرصت ها و منابع بخش کشاورزی و منابع طبیعی مایه بگذارد و عرصه را بر فعالیت های زیستی حوضه ها تنگ کند. در غیر این صورت همین کلاف سر درگمی خواهد بود که هیچکس نمی تواند آنرا بگشاید. نه منابع طبیعی پایداری خواهیم داشت و نه کشاورزی موفق. نه آب خواهیم داشت و نه آبخوان آبدار. نه صنعت پرآوازه و رقابت پذیر و نه هوای سالم. فقط تعدادی بدبوم و بیابان بشرساخت در اطراف کلان شهرها خواهیم داشت. شبیه بدلندهای شمال، شرق و غرب اصفهان. فرجام فعالیت ها و بارگزاری های آمایش نشده همین خواهد بود!. اندکی بیشتر فکرکنیم!.

با اطمینان باور داریم که حفاظت، توانمندسازی و مدیریت پایدار خاک و زمین ریخت های حوضه های آبی، پاسخی علمی و دانش بنیان به تمامی چالش های فلج کننده ای خواهد بود که ارکان طبیعت، محیط زیست و عرصه های کشاورزی و منابع طبیعی را در ایران به لرزه در آورده است.